مقاله دانشگاهی – بررسی رابطه فرهنگ سازمانی و پیاده سازی نظام مدیریت ‌دانش در- قسمت ۲۰

نسبتاً زیاد

بوروکراسی حرفه ای

زیاد

زیاد

نسبتاً زیاد

ادهوکراسی

کم

زیاد

زیاد

جدول (۲-۲-۱)- کاربرد انواع مختلف دانش در ساختارهای پنج گانه منیزبرگ (Jorna, 2001:8)
۲-۲-۳-۳) انواع دانش از نظر ماشلوپ[۲۷]
ماشلوپ از پنج نوع دانش نام برده است:
دانش عملی[۲۸] که در کارها، اقدامات و تصمیم گیری‌های انسان مورد استفاده قرار می‌گیرد. دانش سیاسی، دانش حرفه‌ای، دانش مربوط به کسب و کار و دانش‌های تجربی دیگر از این نوع هستند.
دانش عقلانی[۲۹] که ارضا کننده کنجکاوی‌های عقلانی و منطقی انسان است. این دانش، به‌عنوان بخشی از دانش‌های انسان گرایانه[۳۰] قلمداد می‌شود.
دانش تفریحی[۳۱] که در مقابل دانش عقلانی مطرح می‌شود. این نوع دانش ارضا کننده کنجکاوی‌های عقلانی انسان نیست، بلکه به‌خاطر جنبه تفریحی داشتن و احساسی بودن، مطلوب می‌باشد و شامل شایعات، اخبار حوادث و اتفاقات، داستان‌ها، جک، بازی‌ها، و نظایر این‌ها می‌شود.
دانش روحانی (مقدس)[۳۲]: که در ارتباط با دانش مذهبی انسان است و باعث رهایی انسان از گناه می‌شود.
دانش ناخواسته[۳۳] : دانشی است که خارج از علایق انسان است و بی‌هدف نگهداری می‌شود (Machlup, 1999:89).
۲-۲-۳-۴) دانش از نظر لیدنر
لیدنر در طبقه‌بندی انواع دانش به چهار نوع دانش اشاره کرده است.
دانش نهفته که در زمینه اقدامات و تجارب افراد بوده و تشکیل دهنده مدل‌های ذهنی افراد است.
دانش آشکار که در مقایسه با دانش نهفته عمومیت بیشتری داشته و به راحتی قابل انتقال است.
دانش فردی که در وجود فرد نهفته است و ریشه در اقدامات فردی او دارد.
دانش گروهی دانشی است که در سیستم‌های اجتماعی و فرهنگی یک سازمان نهفته است (Alavi, 2000: 115).
۲-۲-۴) عناصر و ویژگی‌های دانش
پیچیدگی و ظرافت خاص مفهوم دانش می‌طلبد که عناصر تشکیل دهنده آن (ورای داده‌ها و اطلاعات) مورد تعمق بیشتر قرار گیرد. دانش، موضوعی پیچیده و پویاست و به دلیل ماهیت اجتماعی داشتن و آمیخته بودن آن با ارزش‌ها، باورها و تجارب انسانی، بسیار پیچیده و پویاست و درک آن مستلزم تعمق در مفهوم و عناصر تشکیل دهنده دانش است.
۲-۲-۴-۱) عناصر دانش
داونپورت و پروساک از جمله صاحب‌نظرانی هستند که عناصر دانش را مورد بررسی قرار داده‌اند:
تجربه: دانش، با گذشت زمان از راه تجربیات کسب شده از دوره‌های آموزشی، مطالعه کتاب‌ها و آموزش غیررسمی، گسترش می‌یابد. تجربیات، به‌کار و رویدادهای گذشته باز می‌گردند. تجربه و تخصص دو کلمه مربوط به‌هم بوده و معادل فارسی واژه‌هایExperience و Expert در انگلیسی هستند که از یک فعل لاتین به‌معنی «به بوته آزمایش گذاشتن» ریشه گرفته‌اند. بنابراین مجرب و متخصص به کسانی اطلاق می‌شود که در زمینه‌ای خاص از دانشی عمیقی برخوردارند، در عمل آزموده شده و مهارت کسب کرده‌اند. یکی از فواید اصلی و اولیه تجربه، ایجاد تصویری تاریخی است. به‌وسیله این تصویر می‌توان شرایط و اتفاقات جدید را مشاهده و درک کرد. دانش ناشی از تجربیات، نقش یا نقوشی آشنا در ذهن به‌وجود می‌آورد که با استفاده از آن‌ها می‌توان بین آن‌چه که اکنون در حال شکل گرفتن است و آن‌چه که قبلاً اتفاق افتاده ارتباط برقرار کرد (داونپورت و پروساک، ۱۳۷۹، ۳۱).
حقیقت زمینی: تجربه، تصورات مربوط به «آن‌چه باید رخ دهد» را به دانش «آنچه اتفاق می‌افتد» تغییر می‌دهد. براساس نتیجه‌گیری «مرکز نظامی آموزه‌های ارتش آمریکا» دانش دارای «حقیقتی زمینی» است. این مرکز با استفاده از این عبارت، به غنای موقعیت‌های واقعی و عینی زمینی که بدون توسل به مفاهیم نظری، خیالی و کلی‌گویی‌های اثبات نشده به انبان ذخایر بشر افزوده می‌شود، اشاره کرده است، انتقال دانش مؤثر در ارتش به دلایلی کاملاً روشن امری حیاتی است. آگاهی از این مسئله که در شرایط خاص نظامی انتظار وقوع چه اتفاقی را باید داشت و چه باید کرد، مسئله‌ی مرگ و زندگی است. حقیقت زمینی به این معناست که بدانیم واقعاً چه کنیم و چه نکنیم. افراد حرفه‌ای و ماهر برای آمادگی جهت حضور در عملیات واقعی نظامی دوره آموزشی این مرکز را طی کرده و از طریق عکس‌ها، نوارهای ویدئویی و شبیه سازها، بر دانش خود می‌افزایند. مثلاً تمام تجربیاتی که طی اوایل دهه نود در رواندا و سومالی به‌دست آمد، به نیروهای شرکت کننده در عملیات ۱۹۹۴ «هائیتی» منتقل شد. تجربیات واحدهای اولیه ما در مورد هائیتی نیز که در پی یافتن اسلحه دست به جستجوی خانه به خانه زدند از طریق فیلم های ویدئویی به دیگران و واحدهای بعدی منتقل شد. کلید اصلی موفقیت‌های ارتش در مدیریت دانش، «مرور بعد از عملیات» است. این نوع مرور، مستلزم پاسخگویی به سؤالاتی است تا بدانیم در عملیات واقعاً چه اتفاقی افتاد، چه اتفاقی باید می‌افتاد، این دو با هم چه تفاوت‌هایی داشته و از این تفاوت‌ها چه نتیجه‌ای می‌توان گرفت.
پیچیدگی: دانش، قدرت برخورد با پیچیدگی‌ها را دارد. دانش، بنایی سخت و غیرقابل نفوذ نیست که پدیده‌های جدید را به درون خود راه ندهد. دانش می‌تواند با استفاده از روش‌های پیچیده با پیچیدگی‌ها برخورد کند. این یکی از امتیازهای اصلی آن است، هرچند که همواره درپی یافتن جواب‌هایی ساده برای مشکلات پیچیده هستیم و با نادیده گرفتن معضلات پیچیده آن‌ها را حل شده می‌انگاریم.
قضاوت و داوری: دانش بر خلاف داده‌ها و اطلاعات، شامل قضاوت نیز می‌شود. دانش، تنها با اتکا به مطالبی که در حال حاضر می‌داند درباره اطلاعات و شرایط جدید داوری و تصمیم‌گیری می‌کند. هم‌چنین در برخورد با اطلاعات و موقعیت‌های جدید خود را پالایش و تصحیح نیز می‌کند. دانش را می‌توان به نظام‌های زنده و طبیعی تشبیه کرد که ضمن تعامل با محیط، رشد کرده و بهبود می‌یابد.
ارزش‌ها و باورها: ارزش‌ها و باورها از عناصر مهم پدید‌آورنده دانش به‌شمار می‌روند. ارزش‌ها و باورها زوایای نگرش ما را به‌وجود می‌آورند و در واقع حکم می‌کنند که چه چیزهایی را مشاهده و جذب کنیم و از این فرایند به چه چیزهایی برسیم. انسان‌ها دانش‌های خود را بر اساس باورهای خویش سازماندهی می‌کنند.
۲-۲-۴-۲) ویژگی‌های دانش
مک درموت (۲۰۰۱)، معتقد است که کسب اطلاعات در خصوص ویژگی‌های دانش به اداره مؤثر آن کمک می‌کند. وی معتقد است همان‌گونه که مدیران در صورت اشراف به ویژگی‌های کارکنان تحت سرپرستی خود، احتمال بیشتری برای موفقیت در اداره آنان دارند، اشراف به ویژگی‌های دانش نیز چنین خصلتی خواهد داشت. در واقع سازمان‌ها برای مدیریت دانش باید بدانند چه چیزی را دارند اداره می‌کنند.

برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.