پژوهش – بررسی عملکرد مدیران مدارس متوسطه شهر ستان شیراز با استفاده از ارزشیابی …

۲ـ۴ـ۳ مدیریت آموزشی
منظور از مدیریت، فعالیت و عملی است که در یک موقعیت سازمان یافته برای هماهنگی و هدایت امور در جهت هدف های معینی صورت می گیرد.در محیط آموزشی، مدیریت آن است که از اهداف و فراگردهای آموزش و پرورش مطلع باشد، سازمان آموزشی و روابط غیر رسمی و رسمی آن را به درستی بشناسد، از نیروهای انسانی و مادی موجود به طور مقتضی استفاده کند، وحدت و هماهنگی لازم میان اجزا و عناصر سازمان را ایجاد کند و بالاخره همکاری و مشارکت خود و زیر دستان را در انجام دادن امور، اساس مدیریت و رهبری قرار دهد(علاقه بند، ۱۳۷۸، :۷۲).
به عبارت دیگر، مدیریت به معنی عام، برنامه‌ریزی، سازمان‌دهی، هدایت، هماهنگی و نظارت و ارزشیابی فرایند آموزش تعریف شده است. اما مدیریت آموزشی به معنی خاص، به صورت‌های زیر تعریف می‌شود:

  • مدیریت آموزشی، راهنمایی، مددکاری و ایجاد محیط مناسب برای فعالیت آموزشی است.
  • مدیریت آموزشی، فراگردی اجتماعی است که مستلزم ایجاد، نگهداشتن، برانگیختن، کنترل کردن و وحدت بخشیدن نیروهای انسانی و مادی می‌باشد که به‌طور رسمی و غیررسمی در درون یک نظام واحد شکل و سازمان می‌یابند، تا هدف‌ها و مقاصد آموزشی را تحقق بخشند.
  • مدیریت آموزشی، فرایند هماهنگ کردن استعدادهای آدمی و بهره‌گیری از شرایط محیطی برای اهداف آموزشی است(علاقه بند، ۱۳۷۴ :۷۰ـ ۶۹).

منظور از مدیران آموزشی، کسانی هستند که در تصمیم گیری های آموزش و پرورشی نقش دارند و رفتار و عمل آنان جریان آموزش و پرورش را مستقیماً تحت تاثیر قرار می دهدو از این رو، به ویژه رؤسای آموزش و پرورش، معاونان و کارشناسان آموزشی، مدیران مدارس، راهنمایان آموزشی، مربیان پرورشی و معلمان را در زمره مدیران آموزشی تلقی کنیم و تصدی این سمت ها تابع احراز شرایط خاص می دانیم(علاقه بند، ۱۳۷۸ :۷۲ـ۷۳).
با توجه به آنچه گفته شد، مدیریت آموزشی غالبا به معنی خاص، مورد نظر است. یعنی مدیریت آن بخشی از فعالیت‌های سازمان‌های آموزشی است که مستقیما با امر آموزش و پرورش و یادگیری مرتبط است. از جمله، فعالیت‌های مربوط به برنامه‌های آموزشی، مواد و محتوای دروس، روش‌ها و وسایل آموزشی، مشاوره و راهنمایی تحصیلی، اقدامات آموزشی مکمل، امور معلمان و دانش‌آموزان(علاقه بند، ۱۳۷۸ :۱۳۶).
۲ـ۴ـ۴ ضرورت مدیریت آموزشی
امروزه، عصر مدیریت و رهبری است و موفقیت نهادها و سازمان‌ها تا حد زیادی به کارآیی و اثربخشی مدیریت بستگی دارد(میرکمالی، ۱۳۷۸ :۱۵).
ساخت نظام آموزشی هر کشوری دربرگیرنده‌ی مجموعه‌ای از نیازهای سازمان‌های رسمی آن کشور بوده و عملکرد نظام آموزش و پرورش که مدیران آموزشی اداره آن را بر عهده دارند، نه تنها از نظر پیشرفت اقتصادی و اجتماعی مهم است، بلکه از نظر تأثیری که بر تحرک شغلی و انتظارات دارد، از اهمیت تعیین‌کننده‌ای برخوردار است. همچنین آموزش و پرورش، بهترین وسیله، برای ایجاد تغییر ارزش‌ها و رفتارها به‌شمار رفته و باعث می‌شود که افراد، به تناسب استعداد و رغبتی که دارند برای انجام خدمت‌های اجتماعی و اقتصادی و کسب مشاغل و در نتیجه آسایش فردی مهیا شوند. از اینرو، از آغاز قرن اخیر، هیچ کشوری بدون توسعه در مؤسسات آموزشی و مدیران آموزشی تحصیل کرده و مجرب، مراحل توسعه و پیشرفت را طی نکرده است(قرایی مقدم، ۱۳۷۵ :۱۳).
بنابراین، با افزایش تعداد دانش‌آموزان در سطوح مختلف آموزشی، تأسیس مدارس و مراکز آموزشی جدید، استخدام معلمان بیشتر و سرمایه‌گذاری بیشتر، ضرورت یافته است. از سوی دیگر، ضرورت در تصمیم‌گیری و سیاست‌گذاری، بهبود کیفی و ایجاد فرصت‌های برابر آموزشی برای همگان، نقش خطیر مدیریت نظام آموزشی را بارزتر ساخته است(جهانیان، ۱۳۷۸ :۲۷).
فراگرد آموزش و پرورش با انسان سر و کار دارد و چون انسان موجودی پیچیده است از این رو نظام آموزشی و کارورزان آن به ایفای دشوارترین و پرمسئولیت ترین وظایف اجتماعی اشتغال دارند،ایفای وظایف و فعالیت های آموزشی و رهبری آنها باید به افراد شایسته و صاحب صلاحیت سپرده شود. تعجب آور نیست که در چند دهه ی اخیر بر اثر ضرورت توجه به جوانب کیفی آموزش و پرورش، مسائل برنامه ریزی و مدیریت آموزشی، که پیش تر از آن مسائل پیش پا افتاده تلقی می شدند، به موضوعات مهم و قابل اعتنا تغییر یافته اند. در نتیجه، نیاز به مدیران شایسته و اثربخش در سطوح مختلف آموزشی مورد تأکید روز افزون قرار می گیرد(علاقه بند، ۱۳۸۰ :۲۵).
۲ـ۴ـ۵ اهداف مدیریت آموزشی
هدف کلی آموزش و پرورش در هر جامعه‌ای این است که هر فرد را طبق الگوی ارزش‌های فرهنگی، سیاسی، دینی و اجتماعی خود تربیت کرده و انسانی متناسب تحویل جامعه دهد. اهداف آموزش و پرورش سه نقش مهم در مدیریت آموزشی ایفا می‌کنند: اولا به فراگرد آموزش و پرورش جهت می‌دهند، ثانیاً انگیزه‌ی حرکت و فعالیت را به وجود می‌آورند و ثالثاً ملاک‌های کنترل و ارزشیابی فعالیت‌های آموزشی را ایجاد می‌نمایند(علاقه بند، ۱۳۷۴ :۱۴۱ـ ۱۴۰).
مدیریت آموزشی، باید قبل از هر چیز اهداف آموزش و پرورش را به خوبی شناخته و آنها را مورد بررسی قرار دهد و به‌کار بندد که برخی از آنها عبارتند از:

  • کمک به افراد سازمان آموزشی برای رسیدن به اهداف آموزش و پرورش
  • راهنمایی اعضای سازمان برای تشخیص و درک بهتر هدف‌ها
  • راهنمایی، همکاری، کمک، تقویت و حمایت از اعضای سازمان آموزشی
  • مشارکت افراد در تصمیم‌گیری و تبادل نظر آنها و ایجاد مسئولیت‌های مشترک در سازمان آموزشی
  • ایجاد روابط انسانی مطلوب و احترام متقابل بین مدیر و اعضای سازمان آموزشی
  • شناخت نیازها و حل مشکلات دانش‌آموزان به منظور دستیابی به اهداف آموزشی
  • توجه به تفاوت‌های فردی و کمک به کشف و بروز استعدادهای دانش‌آموزان
  • کمک و یاری به بهبود و اصلاح فرآیند آموزش و پرورش
  • فراهم نمودن امکانات و زمینه مساعد برای بروز خلاقیت و ابتکار، به منظور رشد و بلوغ فکری اعضای سازمان
  • ایجاد هماهنگی بین منابع و فعالیت‌های سازمان آموزشی(قرایی مقدم، ۱۳۷۵ :۴۸ـ ۴۲).

۲ـ۴ـ۶ مهارت‌های سه‌گانه مدیریت
رابرت کاتز، مهارت‌های مورد نیاز مدیران را به صورت فنی، انسانی و ادراکی طبقه‌بندی کرده است. مهارت، به توانایی‌های قابل پرورش شخص که در عملکرد و ایفای وظایف منعکس می‌شود، اشاره می‌کند. منظور از مهارت، توانایی به‌کار بردن مؤثر دانش و تجربه‌ی شخصی است.

  1. مهارت فنی[۳۰]

یعنی دانایی و توانایی در انجام وظایف خاص که لازمه آن ورزیدگی در کاربرد فنون و ابزار ویژه و شایستگی عملی در رفتار و فعالیت است. مهارت فنی از طریق تحصیل، کارورزی و تجربه حاصل می‌شود. مدیران، معمولا این مهارت‌ها را طی دوره‌های کارآموزی فرامی‌گیرند، نظیر دانش، روش‌های برنامه‌ریزی، بودجه‌بندی، کنترل، حسابداری، امور مالی، کارگزینی و غیره. ویژگی بارز این مهارت این است که به بالاترین درجه شایستگی و خبرگی در آن می‌توان دست یافت(علاقه بند، ۱۳۷۵ :۱۸۳).

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت jemo.ir موجود است