مقاله علمی با منبع : بررسی فقهی حقوقی کنوانسیون ژنو (مصوب ۱۹۴۹) در ارتباط با حقوق اسیر جنگی …

در سراسر جهان تمام درآمد و منافع حاصله از نیروی کار و فعالیت اسرا متعلق به مالکین بود و سهم خودشان منحصر به همان لباس و غذایی بود که به میل و اراده مالکین بستگی داشت.
ملتها اسیران را بر کارهای دشوار وا میداشتند همانند فراعنه که در باره بنی اسراییل در طول حیاتشان روا میداشتند. آنان را ذبح میکردند و زنانشان را زنده نگاه میداشتند، تا اینکه از آنها در ساخت اهرام استفاده کنند . اگر کسی عاجز میشد او را میزدند یا می کشتند ،و به گرسنگی اسرا و زجر کشیدن آنها تحت شکنجه و سختی اهمیت نمی دادند[۳۸].
درگذشته آزادی اسیران امری ناممکن بود، بر همین اساس, اسیرانی که حکم برده را داشتند ,جزء ارثیه محسوب می شدند. لکن اگر صاحبش به وی می گفت: پس از مرگ من آزاد هستی دیگر جزء ارث محسوب نمی شد.آنان به عنوان مهر و شیربهای عروس نیز رد و بدل می شدند. اسرا را کم تر به جنگ می فرستادند زیرا به آنان اعتماد نداشتند, ولی در جنگ از آنان کمک می گرفتند . در جنگ به برده از غنایم سهم نمی دادند و سهم برده از آنِ صاحبش بود.
رفتار غیر انسانی نسبت به اسیران جنگی تا قرن ها ادامه داشت و متأسفانه عقاید علمای حقوق بین الملل (مخصوصاً علمای غربی) توجیه کننده این اعمال بود. از جمله گروسیوس که ؛به عنوان بنیان گذار حقوق بین الملل معروف است، نظرات جالب توجهی در این باب دارد . « سرنوشت اسیران جنگی شبیه بردگان است » ، « کسی که در جنگ اسیر می شود حقّ فرار ندارد ». [۳۹] بالاخره در پایان قرن هفدهم، یعنی پس از جنگ سی ساله [مذهبی در اروپا] بود که تعریف اسیر جنگی از نظر حقوقی مشخص شد . [۴۰]
۲٫۱٫۲٫۳٫- اسارت در قرون وسطی
در دوران باستان و قرون وسطی، اسیر جنگی معنی و مفهوم امروزی را نداشت. اسیران جنگی و یا به طور کلی شکست خوردگان در جنگ، محکوم به قتل یا بردگی بودند. بردگی اسیران به این گونه بود که آنان از لحاظ جانی و مالی در اختیار شخص اسیر کننده و یا مقامات نظامی کشور اسیر کننده قرار داشتند و ایشان می توانستند به هر نحو که مایل بودند با آنان رفتار کنند. در این باب(رفتار ملل با اسیران در قرون وسطی)می توان به نمونه های زیر اشاره کرد:
یونانیان ؛ اسیر در یونان فاقد حقوق انسانی بود , منتسکیو به نقل از افلاطون در روح القوانین درباره اسرای جنگی ابراز عقیده می کند که؛ برده نمی تواند از حقّ دفاع طبیعی برخوردار باشد ، بدین معنی که اگر کسی به او حمله ور شد نباید از خود دفاع کند. وی نه تنها حقّ دفاع طبیعی را از برده سلب کرده که , حقّ دفاع را نیز برای او قائل نشده است. بدین مفهوم که نمیتوانست به دادگاه نیز برای دادخواهی مراجعه کند. فلاسفه یونان معتقد بودند که ؛ بشر بر دو قسم هستند اول آزادگان و دوم بردگان واین نوع اخیر فقط برای خدمت کردن به نوع اول آفریده شده اند. ارسطو نظام بردگی را یکی از ضروریات اجتماع بشری می دانست. یونانیان معتقد بودند که اگر کسی به بنده ای حمله کند او حقّ ندارد از خودش عکس العملی نشان بدهد و مطلقاً(چه آقا و غیر آقا) باید دست از پا خطا نکرده و به اصطلاح پشت به کمک بکند[۴۱]. رفتار یونانیان با بردگان نسبت به رومیان ملایم تر بود. اما یونانیان نیز با بردگان بدرفتاری می کردند و هم چون رومیان بردگان خود را به جنگ تن به تن وا می داشتند و حتی برده ای را برای مسابقات اجاره می کردند ولی با وجود بدرفتاری هایشان با بردگان نمی توان گفت که مانند رومیان خشونت اعمال می کردند . آنان حتی خشونت و بی رحمی را تا آن جا کشاندند که در
مواردی اسیران را کور می کردند. ارسطو معتقد بود: غیر یونانیان را برای تازیانه خوردن به یغما رفتن و برده شدن آفریده اند[۴۲]. یونانیان حتی خشونت و بی رحمی را تا آن جا کشاندند که در مواردی اسیران را با آتش گداخته کور می کردند جامعه خسته و توأم با خفقان بود, و اسیران برده ها را به حفر و استخراج معادن یا حمل ارابه و تخت روان، زراعت، گله داری، ابزار سازی و پاروزنی در کشتی ها شاغل بودند. گروهی نیز منشی، معلم، طبیب و مباشر امور ارباب بودند. نیرومندترین ها جدای انجام مسابقات و جنگ های تن به تن تربیت می کردند[۴۳].
آلمان ؛رمضان لاوند [۴۴] در کتاب خود به نام (الحرب العالمیه الثانیه) [۴۵] ,نمونه ای از رفتار آلمانی ها با اسیران جنگی را به تصویر کشیده است و آن را با رفتار پیامبر اعظم (ص) مقایسه نموده و تصریح کرده است : « صدها هزار اسیر به سبب گرسنگی و امراض گوناگون طعم مرگ را چشیدند. کیتال [۴۶] پیشنهاد کرد که ،اسیران را با آهن داغ کنند . هم چنین سپهبد نون مانستین[۴۷] دستور داده بود که هیچ نوع غذایی به اسیران داده نشود. او غذا دادن به اسیران را کاری پست و مایه حقارت می دانست .وی آورده است، اما پیامبر خدا (ص) آمد,تا این پدیده شوم را به تدریج از بین برده و بساط این عمل شنیع را برچیدند.» برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  pipaf.ir  مراجعه نمایید.

ttps://mop.altervista.org/wp-admin/post-new.php#footnote-49″>[۴۸]
رومانی؛ رومانی ها بردگان را به حساب یک فرد بشر که حقّ زندگی دارد و احساس درد و رنج می کند، نمی آوردند و در نظر ایشان چیزی شبیه به متاع و کالا و آلت کارِ بدون حس و اراده بودند , که می بایست همه کارهای سنگین را انجام دهند
روم؛ رومیان خشن ترین و سنگ دل ترین ارباب های اروپا بودند داستان های بی رحمی و قساوت رومیان طوریست که انسان که باور کند که این همه بی رحمی در یک موجود بشری وجود داشته باشد. آلبر ماله در تاریخ روم، تحت عنوان فلاکت غلامان می گوید « اگر بنده ای در انجام خدمات اندک قصور می کرد ،مجازات های گوناگون می دید . چوب و شلاق می خورد، او را با زنجیر به آسیابش می بستند و گاهی وی را به دار می کشیدند، ژوونال شاعر زنی که به شکنجه کردن غلام خود امر کرده به ما نشان می دهد. شوهر می پرسد مگر شایسته مجازات بود ؟ وقتی که مسئله محکوم کردن یک نفر آدم در میان است باید فکر کرد. زن جواب می دهد یاوه مگوی مگر غلام آدم است ؟ [۴۹] نجیب زادگان رومی می توانستند بدون هیچ جهتی محض تفریح یک یا چند نفر اسیررا به دلخواه خود به قتل برسانند . بدون آن که وجدانشان از این جنایت ناراحت شود و یا کسی به درنده خویی او اعتراض کند[۵۰].
هند؛هندوها سخت گیرترین ارباب ها بودند. در روم با وجود خشونت زیاد نسبت به اسرا , مواردی به چشم می خورد که برخی از اعمال خشونت ها نسبت به بردگان را منع و مستوجب مجازات می دانستند , اما در هند این منع وجود نداشت . هندیان معتقد بودند که چون بردگان(و اسرا) از قسمت پای خدایان آفریده شده اند, پس موجودات پست و سزاوار تحقیر می باشند و می باید به انواع شکنجه ها تن در دهند . در هند بردگان به هیچ عنوانی آزاد نمی شدند. اگر به طبقه بالا دشنام دهند،زبانشان را از دهانشان می کندند و اگر پند می دادند, روغن زیتون جوشان بر دهانشان می ریختند. حتی گاهی بردگان را به دو ارابه می بستند و سپس ارابه ها را در دو جهت مخالف هم به حرکت در می آوردند. همچنین هندوها تحت تعالیم و شریعت مانو بدترین و پست ترین کارها را به بردگان رجوع می کردند. (در قوانین برهمی طبقه کارگر به دو قسمت منقسم شده اند: «۱- خادمان که انجام دادن کارهای پاکیزه به عهده ایشان است. ۲- بندگان، که کارهای پلید و آغشته را باید انجام دهند. »[۵۱].
جنگ جهانی دوم ؛ در جنگ جهانی دوم از سال (۱۹۳۹ – ۹۴۵٫ م) سخت ترین و وحشیانه ترین اعمال نسبت به اسرا اتفاق افتاد . در آلمان هزار اسیر را که بسیاری از این ها به واسطه ی گرسنگی ,تشنگی, مریضی و کارهای سخت می بود , جان دادند. و در لشـکرگـاه نازی و حشتناک ترین اعمال و سخت ترین انتقام ها از نیروهای روسی صورت می گرفت و یورش می بردند . هم چنین ژاپن در برابر اسرای جنگی رفتاری ظالمانه داشتند و برای به سخن کشیدن از آنان به راههای وحشیانه ای متوسل شدند.رومیان به قساوت می پرداختند و برای ئارد شدن به زمین ها و اراضی آلمانی به زور تمسک می جسته اند . همچنین نقل شده است؛ در برلین که روس ها هنگام ورودشان به شهرها به اعمالی مثل غارت، تاراج، سوزاندن و غصب کردن می پرداختند . آن ها به تفتیش خانه ها می پرداختند و کسانی را که فرار می کردند ,تا از خانواده هایشان و فرزند و همسرانشان حمایت کنند رامی کشتند. در تاریخ آمده است : سپاه روس در اثنای عبورشان به روسیه شرقی همه آلمانی ها را از زن و مرد کشتند .تعداد اسرای آلمان در دست استالین به۹۱۰۰۰ نفر رسیده بود، که ۵۰۰۰ نفر از آنان در مسافت زیادی زیر برف و سرما با وجود خستگی و جراحت که موجب مرض تیفوس در آن ها شد, مجبور به راه رفتن شدند. باقی اسرای آلمانی به مدت زیادی در آنجا ماندند و تا سال ۱۹۵۶ بعد ملاقات (ادیناور) به روسیه , باز نگشتند. اما تعداد اسرا در سودائی از ۵/۲ میلیون نفر هم تجاوز کرد[۵۲].
جنگ های صلیبی ؛ جنگ های صلیبی از سال ۱۰۹۵ تا سال ۱۲۹۱ برقرار بودند. اعصارِ جنگ های صلیبی مخرب ترین ادوار بود تا آنجا که چیزی باقی نماند و هم چون حیواناتی وحشی شهرها راغارت کردند و مردم کشتند , سوزاندند و همه چیز را خراب کردند . به پیران و زنان و کودکان و اسیران را کشتند و مثله کردندو هتک آبرو کردند . همچنین آنان را نبش قبر می کردند خلاصه آن که همه جرایم را مرتکب شدند و به هیچ عهد و پیمانی وفا نکردند[۵۳].
مغول و تاتار ؛ جرائم تاتار و مغول. (از سال ۱۲۱۲ تا ۱۴۰۸) [۵۴] و بدی رفتارشان با اسرا واضح تر از آن است که , بتوان پنهانش کرد . به عنوان نمونه ؛ فقط چنگیزخان ۱۸ میلیون نفر را در چین کشت.
همچنین در میان ملل کلده، آشور، مصریان قدیم، پارس ها و یهود نیز وضع اسیران جنگی کم و بیش بدین سان بوده و رفتارشان با بردگان نرم تر و انسانی تر از دیگران نبوده است. .
۲٫۱٫۲٫۴- اسات در عرب جاهلیت
جنگ ها در دوران جاهلیت ناشی از اغراض مادی ,تسلط و ارضاء هواهای نفسانی بود . قبایل عرب قبل از آن که غلبه کنند ,در جنگ ها اسیرانی را که می گرفتند یامی کشتند و یا آن ها را مثل سایر غنایم مالک می شدند. لذا هر اسیری متعلق به سربازی بود که, او را به چنگ آورده بود و اسیران را معمولاً یا می سوزاندند و یا گردن می زدند و یا این که آنان را می فروختند. در
جاهلیت اسیران جنگی در معرض انواع شکنجه، قتل، قطع عضو و بیگاری قرار می گرفتند و حتی گاهی در بارگاه خدایان قربانی می شدند.
اعراب زمان جاهلیت نیز از عادت همسایگان خود متأثر بودند، از این رو رفتار با اسیر در نزد آنان ظالمانه و غیر انسانی بود. مثله کردن مقتولین و اسرای جنگی در قوانین آن روزگار جایز بود . لذا اسیران در حالی که نظاره گر قطعه قطعه شدن اعضای بدن خود بودند با تحمل دردهای طاقت فرسا و غیر قابل توصیف جان می سپردند. اعراب که همواره مشغول جنگ و جدال و غارت و چپاول اموال دیگر بوده اند زنان و مردان و کودکانِ قبیله ی مغلوب را ،اسیر و آن ها را در بازارهای متعدد برده فروشی که مهم ترین آن ها بازار عکاظ بود, در معرض خرید و فروش می گذاشتند. در غیر این صورت اسرای جنگی را نزد خود نگه می داشتند ,تا خویشانش برای آزادی او پول بیاورند و او را آزاد سازند. چنانچه هم کیشانش پول نمی دادند, موی جلوی سر اسیر را می بریدند و آن را در جعبه می گذاردند. همچنین خود اسیر را در میان قوم خود رها ساخته و او نمی توانست از میان آنان برود. اعراب بر خلاف رومیان که اسرای رومی را به بندگی نمی گرفتند؛ اعراب را نیز به عنوان اسیر به بندگی می گرفتند , شاید به این دلیل که بین اعراب قبل از اسلام علقه و دوستی نبود و همدیگر را بیگانه می دانستند علاوه بر این ؛ بیشتر از آنکه که با دولت ها و اقوام دیگر بجـنگند تا از ملل و نژادهای دیگر اسیر بگیرند , همه جنگ های آن ها داخلی و میانِ قبیله هایِ متخاصم صورت می گرفت . بنابراین در آن زمان کشتن افراد , دزدیدن و ربودن زنان قبایل دیگر را جزء حقوق قانونی خود می دانستند. همچنین در روزگار جاهلیت, کنیزان را به روسپی گری وا می داشتند و مزدشان را برای خود می گرفتند. چنان که آیه شریفه زیر ناظر بر همین مسئله است[۵۵].«لاتُکْرِهُوافَتَیاتِکُمْعَلَىالْبِغاءِإِنْأَرَدْنَتَحَصُّناًلِتَبْتَغُواعَرَضَالْحَیاهِالدُّنْیاوَمَنْیُکْرِهْهُنَّفَإِنَّاللَّهَمِنْبَعْدِإِکْراهِهِنَّغَفُورٌرَحِیم[۵۶]» (کنیزانخودراکهمى‏خواهندداراىعفتباشندبهخاطرمالدنیابهزناکارىوامدارید،واگرکنیزىبهاجبارمالکشواداربهزناشدخدانسبتبهوىآمرزندهورحیماست.)
۲٫۱٫۲٫۵- اسارت در ایران باستان
اخلاق ایرانیان مخصوصاً نسبت به بردگان ملایم و مطبوع بوده است مورخین راجع به بردگی در میان ایرانیان بحث زیادی نکرده اند اما از روی قرائن از جمله نوشته هایی که حاکی از رأفت ایرانیان نسبت به اسیران جنگ می باشد می توان صریحاً گفت که ایرانیان با بردگان بسیار خوش رفتار بوده اند.
جرجی زیدان می گوید: اربابان با کنیزان و اسیران خویش, هـمبستر مـی شـدندو چـون فرزندانی برای ایشان به دنیا می آوردند, آنان را به بردگی می گرفتند مگر آن که کسی از آن ها نجابت و اصالت خود را به اثبات می رساند کعه در آن صورت به خویشاوندان شان می پیوست, وگرنه به حالت بردگی باقی می ماند. او داستان عنتره عبسی و پیوستن به پدرش شداد را پس از تحمل سختی ها و دلاوری هایی که از خود نشان داد گویای همین امر می داند[۵۷].
شغل بردگان در ایران نیز,هم چون شغل سایر کشورها شامل اعمال عمومی (کار دولت و معابد) و اعمال خصوصی (خدمت به ساکنین) می شد .
۲٫۱٫۳-موجبات اسارت
۲٫۱٫۳٫۱- جنگ در حقوق بین الملل
جنگ پدیده ای اجتماعی است که از دیرباز در روابط ملل وجود داشته و به همین منظور متون بسیاری برای تنظیم روابط حقوقی در زمان مخاصمه تهیه شده است. بنابراین می توان گفت :یکی از اصول اساسی حقوق بین الملل معاصر، تحریم جنگ و منع توسل به زور است. در حالی که جنگ و توسل به زور در دوران گذشته و به لحاظ حقوق بین الملل کلاسیک، اصل حاکم بر روابط میان کشورها بوده، امروزه هم چون عامل مخرب روابط بین الملل و در نتیجه ناقض مقررات حقوق بین الملل شناخته شده است. البته حقوق بین الملل علی رغم پذیرش اصل ممنوعیت توسل به زور و تحریم جنگ در مواردی مبادرت به جنگ را مشروع و قانونی دانسته است.
بر این اساس تعریفی که حقوق بین الملل از جنگ ارائه کرده است, عبارت است از: مبارزۀ مسلحانه ای که بین ملل به قصد تحمیل یک عقیده ی سیاسی که با استـفاده از مـقررات مـدون حـقوق بین الملل انجام می شود. برای تحلیل این تعریف باید گفت اولاً جنگ مبارزه ی مسلحانه بین کشورهاست، یعنی رابطه ی یک کشور با کشور دیگر است و برخلاف جنگ داخلی متضمن درگیری نیروهای عمومی می باشد. ثانیاً جنگ سبب تحمیل نقطه نظرات سیاسی یا داخلی یک کشور می گردد. لذا هر توسل به زوری جنگی تلقی نمی شود بلکه توسل به زور زمانی جنگ محسوب می شود که ؛ کشورها آن را ابزار و وسیله سیاست ملی خود قرار دهند. ثالثاً جنگ بر طبق مقررات مدون حقوق بین الملل انجام می شود تا اساس نامه حقوقی معینی که عبارت از قواعد و مقررات منظم حقوق بین الملل است هم در مورد کشورهای درگیر و هم در مورد کشورهای ثالث به اجرا گذارده شود.
۲٫۱٫۳٫۱٫۱اقدامات ممنوع در حقوق بین المللی
به موجب موافقت نامه لاهه ۱۹۰۷ ؛ انجام اعمال ذیل ممنوع می باشد .
استعمال سم یا سلاح های سمی.
کشتن یا مجروح نمودن از طریق خیانت افراد نظامی یا غیر نظامی .
کشتن یا مجروح نمودن افراد متعلق به دشمن که سلاح خود زمین نهادند .
افرادی که به خاطر ندا
شتن وسیله دفاعی دیگر, به میل خود تسلیم شده اند .
اعلام وجود نداشتن امان و کشتن همه .
استعمال سلاح ها، گلوله ها یا مواد مخصوصی که موجب به بار آمدن خسارات بیهوده می شوند .
استفاده ناروا از پرچم مأمور ارائه پیشنهادات و مذاکرات با فرماندهی دشمن یا نمایندگان او
پرچم ملی یا علامات نظامی و اونیفرم دشمن ,تخریب یا توقیف و ضبط املاک دشمن مگر ضروریات جنگ, انجام چنین عملیاتی را الزاماً ایجاب کند
اجبار اتباع دشمن به شرکت در عملیّات جنگی علیه کشور خود، توسط متخاصم حتی در صورتی که اتباع مذکور قبل از آغاز جنگ در اختیار او باشند .
محروم کردن دشمن از آب و غذاست که حقوق بشر دوستانه آن را منع می کند .
به کارگیری مکر و حیله[۵۸]جنگی در حقوق بین الملل موضوعه منع نشده است بند ۲ مادّه ۳۷ پروتکل یکم کنوانسیون های ژنو کاربرد حیله در جنگ را منع نمی کند. مادّه مذکور مقرر می دارد :مکر و حیله اعمالی هستند که دشمن را به انجام اعمال بی احتیاط می کند لیکن اعمال خیانت کارانه و پیمان شکنانه محسوب نمی شود . مانند اعمالی چون استتار، دام افکندن، عملیّات فریب کارانه و خبر رسانی غلط.