فهرست بستن

دانلود پایان نامه درباره سیاست نامه، زبان عربی، تاریخ بیهقی، قابوس نامه

مهمترین ذوق علمی او بود. که در سال ۴۵۷ ه.ق . ان را اغاز کرد.روی مهر وزارت خواجه کنده شده بود :الحمدالله علی نعمه.او در زمان سلطان عبد الرشید غزنوی یکی از کارکنان دستگاه دولتی بود، به سمت دبیری ابن شاذان حاکم بلخ گماشته شد. او وقتی که خراسان به تصرف طغرل بیگ در آمد. برای خدمت در دربار جغری بیک به مرو رفت و به شغل دبیری منصوب گشت و لیاقت بسیار از خود نشان داد، جغری بیک او را به پسر خود آلب ارسلان سپرد. هنگامی آلب ارسلان در سال ۴۵۱ هجری قمری به حکومت خراسان رسید، پس از مرگ عمید الملک کندری وزارت خود را به خواجه نظام الملک داد. او همچنان درزمان سلطنت این پادشاه و پسرش ملک شاه به این سمت باقی ماند ، سی سال امورکشور را به دست داشت . بزرگترین و درخشنده ترین پیروزی آلب ارسلان در دوران وزارت خواجه ، جنگ با رومانوس چهارم امپراطور بود.عبارت بودند از امیر معزی، حکیم لامعی ، سمس الدین حداد، معین الدین طغرائی .همان طور که پروردگار عالمیان شریکی در خدائی خود قبول نمی کند، فرمانروایان مطلق نیز نمی خواهند، حکمران دیگری با آنها شریک گردد، بر اساس این فکر ملکاه خواجه را از وزارت بر کنار ساخت ولی هیچ گاه از مهربانی و دلجوئی در حق او خودداری نمی کرد. چنانکه در سال ۴۸۵ ه.ق که ناگزیر از سفر بغداد شد او را همراه خود برد. برای چند روز گردش و شکار در کوهستان ها دستور داد تا بیرون شهر نهاوند خیمه و خرگاه سلطنتی را برافراشتند . روز پنج شنبه دهم ماه رمضان ۴۸۵ ه.ق بود که خواجه پس از خوردن افطار ، نماز مغرب خواند آنگاه سوار تخت روان (هودج) شده او را به حرمسرا بردند ، در راه جوانی دیلمی که لباس درویشی بر تن داشت به طرف تخت روان شتافت و برای تقدیم عرض حالی، خود را به خواجه نزدیک نمود ، همین که نامه را از دست او گرفت ، دیلمی از فرصت استفاده کرد خنجرش را تا دسته در قلب او فرو برد . خبر سوء قصد در اردوگاه پیچید و از هر طرف سرو صدا برخاست، ملکشاه از شنیدن خبر سراسیمه و گریان خود را بر بالین او رسانید و در حالیکه خواجه هنوز هوش و حواس خود را از دست نداده بود رو به سلطان کرد و گفت : بگذاشتم این خدمت دیرینه به فرزند.سپس زبانش بند آمد و جان به جان آفرین تسلیم کرد. نام قاتل او ابوظاهر حارث(ارانی) بود و پس از ارتکاب این جنایت در پشت یکی از چادر ها خود را پنهان ساخت. ولی پس از کمی جستجو به دست غلامان افتاد و همان جا او را کشتند . نظام الملک نخستین شخصیت بزرگ اسلام بود که بدست فرقه باطنیه به هلاکت رسید و پس از او بسیاری از بزرگان دانشمندان و مسلمانان بی گناه با خنجر خون ریز حسن و جانشینانش شهید گردند.به دستور ملکشاه نعش خواجه فوری به اصفهان فرستاده شد و خود او رهسپار بغداد گردید. در اصفهان تجلیل شایانی از جنازه به عمل آمد و در گورستان محله کران به خاک سپرده د و ارامگاه او روزگاران دراز به نام تربت نظام معروف و زیارتگاه خاص و عام بود . خلیفه المقتدی از شنیدن این خبر ناگوار بسیار افسرده خاطر گشت و دستور داد تا مراسم سوگواری برپاکردند و ارکان دولت ،علماء و بزگان و سایر طبقات مردم برای همدردی و عرض تسلیت در مجلس ماتم شرکت جستند. نظام الملک ۲۸ سال و ۷ ماه وزارت کرد و هنگام مرگ ۷۷ سال داشت .

۴-۲-۱- تألیفات نظام الملک
الف – اثر نفیسی که به سبک غزالی از خواجه به یادگار مانده و از بهترین نمونه های نثر فارسی دبیران و نویسندگان قرن پنجم هجری می باشد. سندگویائی از مراتب فضل و کمال خواجه حسن به شمار می رود و ما دو نامه او را به فرزندان خود مؤید الملک و فخر الملک نوشته و آئینه تمام نمای دیانت و اخلاق و روحیات وی است .
ب – آثار قلمی نظام الملک عبارت است از: ۱ – وصایا یا دستورالوزراء که سال
تألیف آن به درستی معلوم نیست ولی از مضامین ان معلوم می شود که ان در سال های اخر وزارت خود نوشته برای فرزندان فخر الملک، این کتاب شامل یک دیباچه و دو فصل می باشد و موضوع ان آداب و آیین و طرز سلوک با مردم .
۲ – سیاست نامه : این کتاب بار اول به همت “شفر” خاور شناس فرانسوی در پاریس به تاریخ ۱۳۱۰ ق چاپ شده بار دیگر در ایران به همت “خلخالی” به تاریخ ۱۳۰۹ ش به چاپ رسید. سیاست نامه شامل :عصاره افکار،عقاید،تجربه ها و سلیقه های نظام الملک در پایان زندگی است نوعی خاطرات سیاسی وزیری بزرگ است که در ان در بیان حوادث حیات خود صرف نظر کرده و بیشتر به راهنمایی و اموختن طریق مملکت داری پرداخته است و در پنجاه فصل در موضاعات متنوع نوشته شده است.
۳ – قانون الملک

۴-۲-۲- انگیزه تالیف سیاست نامه:
درخواست نگارش سیر الملوک ( سیاست نامه) در اآداب کشور داری از سوی ملکشاه بیانگر این حقیقت است که نابسامانی ها ، از همه سوی دربار سلجوقیان را به نگرانی کشانده و نسبت به فرجام امور و آینده سلطنت و خاندان سلجوقی، شاه را بیمناکی افکنده است. حال این رساله تا چه میزان ، می توانسته باید و نباید ها را روشن سازد و کژی ها را به راستی بدل کند و خوشنودی خاطر حاکمان را فراهم آورد.

۴-۲-۳- مشخصات سبک
۱ – کتاب سیاست نامه یا سیر الملوک متن کهن ساده ای است که این کتاب نیز مانند قابوس نامه، به سبب سادگی عبارت مورد تغییر و تحریف واقع گردید. به عقیده مرحوم بهار این کتاب اختلاطی است بین تاریخ بلعمی و تاریخ بیهقی که از حیث روانی و سهولت عبارت و ایجاز شبیه به نثر بلعمی است ولی از حیث لغات ، اصطلاحات تازه ، داشتن کنایات ، استعارات، ارسال المثل و مجسم ساختن مطالب ، بحث درجرئیات و روشنگری اطراف به تاریخ بیهقی شبیه است و از حیث صرف و نحو و جمله بندی کمتر از بیهقی و به نثر بونصر مشکان تحت تاثیر زبان عربی قرار گرفته است . ولی بطور خلاصه مختصات کتاب بدین قرار است : الف – لغات تازه عربی یا مرکب از فارسی و عربی که قبلا موسوم نبوده در این کتاب فراوان دیده می شود مانند بواجب، مشغول دل. ب – ترکیبات تازه از پارسی و تازی مانند ک شغل بروجه راندن ، بر
صحرا افکندن ج – کنایات و استعارات و امثال مانند: طبل زیر گلیم زدن ، در پوست نگنجیدن د – استعمال فعل مضارع منفی بجای نهی مانند : نگویی و نکنی بجای مگویی و مکنی ر – حذف افعال به قرینه : باعهد و وفا بود و مردانه با رأی تدبیر
۲ – تقدیم معدود بر عدد مانند دیناری پانصد
۳ – درصد لغات عربی در سیاست نامه ۱۸% است
۴ – قرار گرفتن فعل میان صفت و موصوف مانند : باتو شغلی دارم فریضه
۵ – با افزودن “ی” وحدت به موصوف و مضاف مانند : دستاری قصب
۶ – خالی بودن نثر از لغات و مفردات زبان عربی
۷ – خالی بودن نثر از مترادفات و صنایع لفظی و ترکیبات عربی
۸ – اقتباس ایات قرانی و اخبار و احادیث و استعارات برای آرایش کلام در حدی
متعارف خالی ز تکلف
۹ – درج تضمین اشعار و امثله برای ارایش و زینت کلام
۱۰ – کوتاهی جملات
۱۱ – ایجاز
۱۲ – بکار نبردن سجع و توازن و موازنه
۱۳ – وزن استعمال علمی پارسی در مقابل عربی مانند: “اندر یافتن” بجای “ادراک”

۱۴ – استعمال پاره نکات و ضوابط دستوری به شیوه خاص مانند “اندر” بجای “در”
“اوی” به جای “او”
۱۵ – استعمال با تأکید به طور معمول بر سر ماضی و مضارع و نیز جمع های عربی
بار دیگر به فارسی مانند “مراحل ها ” و “منازل ها ” و جمع بستن لغات عربی و
فارسی مانند : “عالمیان”
۱۶ – استعمال “همی + می” استمراری مانند : همی می گفت.
۱۷ – تکرار الفاظ و افعال و روابط در جمل پیاپی که از مختصات اولیه به زبان محاوره ای است .
۱۸ – رعایت تکلفات و صنایع
۱۹ – کنایات امثال و استعارات
۲۰ – ترکیبات تازه ای از فارسی و تازی
۲۱ – لغات تازه عربی یا مرکب از فارسی و تازی (ص ۱۹)

فصل پنجم:
مضامین اخلاقی

۵-۱- آئین عبادی
ستایش پروردگار
حضرت علی (ع) می فرماید تفکر در ذات خداوند ممنوع است : تفکروا فی آلاء الله ، ولا تفکروا فی اللهدر نعمت های خدا بیندیشید . اما دربار? ذات خدا فکر نکنید . و درجای دیگر می فرماید:
(تَفَکَّرُوا فِی الخَلْقِ وَلَا تَفَکَّرُوا فِی الخَالِقِ فانکُمْ لَا تَقْدِرُونَ قَدْرَهُ)خلق بیندیشید اما درباره خالق نیندیشید که به کنه ذات او نمی توان رسید.
.تَفَکَّرُوا فِی خَلْقِ اللَّهِ ، وَلَا تَفَکَّرُوا فِی اللَّهِ فَتَهْلِکُوا .در باره خلق تفکر کنید و درباره خدا فکر نکنید که هلاک می شوید. (نهج البلاغه، ۱۳۸۵، ص ۴۰)
امیر عنصر النعالی معتقد است که بندگان قادر نیستند ذات الهی را بشناسند و او را درک کنند در این رابطه می گوید:
(( آگاه باش ای پسر که هیچ چیزی نیست از بودنی و نابودنی و شاید بود که ان شناخت مردم نگشت چنانکه اوست، جز ذات آفریدگار حل جلاله که شناخت را بر وی راه نیست، پس در همه شناخته ی قبول شناس است و آفریدگار قابل آن و تو به گمان در خود نگره در آفریدگار منگر که را شناخت را بشناس در سازنگر و سازنده را بشناس و بصیرت عقل نگر تا درنگ ساخته راه سازنده از دست تو بر نیاید.
وبدان که حقیقت توحید انست که بدانی هرچه اند دل تو آید نه خدای بود. چه خدای تعالی آفریدگار ان چیز بود و بری از شرک و شبه پس اگر حقیقت توحید خواهی بدان که هر چه در تو محالست در ربوبیت صدق است. چون یکی ای که هر یکی را به حقیقت بداست از شرک بری گشت))(قابوس نامه،۱۳۸۵:ص ۵۸)
او علت عدم شناخت ذات الهی را ضعف انسان می داند: به هر نامی و به هر صفتی خدای عزوجل را بدان بخوانی بر موجب عجز و بیچارگی خود دان نه بر موجب الوهیت و ربوبیت که تو خدا را تعالی سزای او نتوانی ستودن پس چون به سزای او را نتوانی ستودن، شناختی چه توانی؟
سپس او را صحیح شناخت خدا را نیکونه بیان می کند:( در آلاء و نعماء الهی اندیشه کن و در آفریدگار اندیشه مکن) چنانچه پیغامبر گفت (تفکروا فی آلاء الله و نعمائه و لا تفکر وافی الله)
از اینکه مبادا فرزندش واسطه ها را در خلقت هستی دارای تأثیر و نقش بداند و می گوید: آفریدگار هستی را بر موجب عدل بیافرید بر موجب عدل، عدل و بیار است بر موجب حکت و چون کار بر موجب حکت بود بیواسطه هیچ پیدا نکرده و واسطه را سبب کون و فساد کرد که چون واسطه برخیزد شرف و منزلت تربیت برخیزد چون تو واسطه بینی و غرض نبینی، نگر تا به واسطه ننگری و پیش و کم از واسط نبینی از خداوند واسطه بینی اگر استاده داد ندهد، نادان بر ستاره مند، ستاره از دادو بی داد چندان آگاه است که زمین از دادن در نهایت از کلام خورد چنین نتیجه می گیرد: چون جهان به حکمت آراسته شد آراسته را از بردادن و زینت لابه بود.
پس در نگهداری جهان تا از نیت او و بر او بینی از نبات و حیوان و خورشها و پرورشها و پوشیدنی و انواع پوشیدنی و انواع خوبی که همه زشتی است از موجب حکمت پدید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *