فهرست بستن

منابع پایان نامه ارشد درباره امام صادق

اين آيه را بر او نازل فرمود: “و همانا تو داراي اخلاقي عظيم هستي” پس زماني که پيامبر (ص) چنين کرد، خداوند دين خود را به او واگذار نمود و فرمود: “آن چه اين رسول برايتان آورد بگيريد و آنچه شما را از آن نهي کرد باز ايستيد و از خدا پروا کنيد که همانا او عقابي شديد دارد” سپس خداوند، تنها خمر را حرام فرمود و رسول الله همه مسکرها را حرام نمود و خداوند اجازه اين کار را به او داد و خداوند سهم ارث واجب را معين نمود ولي براي جد سهمي قرار نداد و رسول الله سهمي براي جد قرار داد و خداوند اجازه اين کار را به او داد و قسم به خدا پيامبر (ص) بهشت را عطا خواهد نمود و خداوند اجازه اين کار را به او ميدهد”.
نمايه:
تأديب پيامبر (ص)
حسن تأديب پيامبر (ص)
استناد به آيه “خذ العفو…”
استناد به آيه “…انک لعلي خلق عظيم”
زمان تفويض: پس از انجام اوامر آيه “خذ العفو…”
تفويض دين به پيامبر (ص)
استناد به آيه “ما اتاکم الرسول…”
تحريم خمر توسط خداوند
تحريم خمر و ديگر مسکرها توسط پيامبر (ص)
اجازه خداوند به تحريم کل مسکرها
عدم قرار سهم ارث براي جد توسط خداوند
قرار سهم ارث براي جد توسط پيامبر (ص)
اجازه خداوند به قرار سهم ارث براي جد
13. مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (ع) قَالَ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى أَدَّبَ نَبِيَّهُ (ص) فَلَمَّا انْتَهَى بِهِ إِلَى مَا أَرَادَ قَالَ لَهُ إِنَّكَ لَعَلى‏ خُلُقٍ عَظِيمٍ فَفَوَّضَ إِلَيْهِ دِينَهُ فَقَالَ وَ ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا وَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فَرَضَ الْفَرَائِضَ وَ لَمْ يَقْسِمْ لِلْجَدِّ شَيْئاً وَ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ (ص) أَطْعَمَهُ السُّدُسَ فَأَجَازَ اللَّهُ جَلَّ ذِكْرُهُ لَهُ ذَلِكَ وَ ذَلِكَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَ وَ جَلَّ هذا عَطاؤُنا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِكْ بِغَيْرِ حِسابٍ.47
ترجمه: اسحاق بن عمار از ابو عبد الله (ع) نقل کرد: “همانا خداى تبارك و تعالى خود به تربيت پيامبرش پرداخت و چون به مقام تربيتي که ميخواست پيامبر (ص) را رساند، درباره او فرمود: “و همانا تو داراي اخلاقي عظيم هستي” سپس امر دينش را به او واگذار کرد و فرمود و خداوند سهم ارث واجب را معين نمود ولي براي جد سهمي قرار نداد و رسول الله يک قسمت از شش قسمت مال ميت را سهم او قرار داد. خداى- جل ذكره- اين کار را به او اجازه داد و اين معني سخن خداوند -عز و جل- است:”اين بخشش ما به تو است؛ آنرا بيشمار ببخش يا نگهدار”.
نمايه:
تأديب پيامبر (ص)
استناد به آيه “…انک لعلي خلق عظيم”
تفويض دين به پيامبر (ص)
استناد به آيه “ما اتاکم الرسول…”
عدم قرار سهم ارث براي جد توسط خداي متعال
قرار سهم ارث براي جد توسط پيامبر (ص)
اجازه خداوند متعال به قرار سهم ارث براي جد
تفسير آيه “هذا عطاءنا…” به حق تشريع پيامبر (ص)
استناد به آيه “هذا عطاءنا…”
14. حدثنا احمد بن محمد عن الحجال عن ثعلبه بن ميمون عن زکريا الزجاجي قال سمعت ابا جعفر (ع) يذکر ان عليا (ع) کان فيما ولي بمنزلة سليمان بن داود قال الله تعالي فامنن او امسک بغير حساب.48
ترجمه: زکريا الزجاجي از ابا جعفر (ع) نقل کرد: “همانا علي (ع) در آن چه به او ولايت داده شد مانند سليمان بن داود بود. خداوند تعالي فرمود: “بيشمار ببخش يا نگهدار”.
نمايه:
تفويض اختيار سليمان به علي
استناد به آيه “هذا عطاءنا…”
15. حدثنا بعض أصحابه عن محمد بن الحسن عن علي بن النعمان عن ابن مسكان عن إسماعيل بن عبد العزيز قال قال لي جعفر بن محمد إن رسول الله (ص) كان يفوض إليه إن الله تبارك و تعالى فوض إلى سليمان ملكه فقال هذا عَطاؤُنا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِكْ بِغَيْرِ حِسابٍ و إن الله فوض إلى محمد نبيه فقال ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا فقال رجل إنما كان رسول الله (ص) مفوضا إليه في الزرع و الضرع فلوى جعفر (ع) عنه عنقه مغضبا فقال في كل شي‏ء و الله في كل شي‏ء.49
ترجمه: اسماعيل بن عبد العزيز از امام صادق (ع) نقل کرد: “پيامبر (ص) به او واگذار شده بود. خداوند تبارک و تعالي به سليمان فرمانروايي خلق را واگذار کرد پس فرمود: “اين بخشش ما به تو است؛ آنرا بيشمار ببخش يا نگهدار” و خداوند متعال به پيامبر (ص) واگذار کرد پس فرمود: “آنچه اين رسول برايتان آورد بگيريد و آنچه شما را از آن نهي کرد باز ايستيد” آنگاه مردي گفت: “پيامبر تنها در امور کشاورزي و دامداري به او تفويض شده بود” امام (ع) روي خويش را با ناراحتي از او برگرداند و فرمود: “در همه چيز بخدا قسم در همه چيز به او تفويض شد””.
نمايه:
تفويض به پيامبر (ص)
تفويض به سليمان
استناد به آيه “هذا عطاءنا…”
استناد به آيه “ما اتاکم الرسول…”
تفويض همه چيز به پيامبر (ص)
16. حدثنا محمد بن عيسى عن النضر بن سويد عن عبد الله بن سليمان عمن رواه عن عبد الله سليمان عن أبي جعفر (ع) قال إن الله أدب محمدا (ص)تأديبا ففوض إليه الأمر و قال ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا و كان مما أمره الله في كتابه فرائض الصلب و فرض رسول الله (ص) للجد فأجاز الله ذلك له.50
ترجمه: عبد الله بن سليمان گفت: ابي جعفر (ع) فرمود: همانا خداوند محمد (ص) را به بهترين شکل تربيت نمود سپس امر را به او واگذار کرد و فرمود: “آن چه اين رسول برايتان آورد بگيريد و آنچه شما را از آن نهي کرد باز ايستيد” و از چيزهايي که خداوند در کتابش واجب کرده بود سهم ارث پدر و مادر بود و رسول الله براي جد هم سهمي واجب قرار داد پس خداوند اجازه اين کار را به او داد.
نمايه:
تأديب پيامبر (ص)
تفويض امر به پيامبر (ص)
استناد به آيه “ما اتاکم الرسول…”
قرار سهم ارث براي جد توسط پيامبر (ص)
17. يعقوب بن يزيد و محمد بن عيسى بن عبيد عن زياد بن مروان القندي عن محمد بن عمار عن الفضيل بن يسار قال سألت أبا عبد الله (ع) كيف كان يصنع أمير المؤمنين (ع) بشارب الخمر فقال كان يحده قلت فإن عاد قال كان يحده قلت فإن عاد قال كان يقتله قلت فكيف كان يصنع بشارب المسكر فقال مثل ذلك قلت فمن شرب شربة مسكر كمن شرب شربة خمر فقال سواء فاستعظمت ذلك فقال لي يا فضيل لا تستعظم ذلك فإن الله إنما بعث محمدا (ص) رحمة للعالمين و إن الله أدب نبيه (ع) فأحسن أدبه فلما تأدب فوض إليه فحرم الله الخمر و حرم رسول الله كل مسكر فأجاز الله ذلك له و حرم الله مكة و حرم رسول الله (ص) المدينة فأجاز الله ذلك له و فرض الله الفرائض من الصلب و أطعم رسول الله (ص) الجد فأجاز الله ذلك له ثم قال يا فضيل حرف و ما حرف و من يطع الرسول فقد أطاع الله.‏51
ترجمه: فضيل بن يسار گفت که از ابا عبد الله (ع) پرسيدم: “امير المؤمنين، با شارب خمر چه برخوردي مينمود؟” فرمود: “او را حد ميزد”، پرسيدم “اگر تکرار کرد چه؟” فرمود: “او را حد ميزد” پرسيدم “اگر باز هم تکرار کرد چه؟” فرمود: “او را ميکشت” پرسيدم “با شارب مسکر چه برخوردي ميکرد؟” فرمود: “او را مانند شارب خمر مجازات ميکرد”. گفتم: “آيا مجازات کسي که جرعهاي مسکر بنوشد مانند مجازات کسي استکه جرعهاي خمر بنوشد؟” فرمود: “يکسانند.” پذيرش اين سخن براي من سخت بود. امام فرمود: “اي فضيل پذيرش اين سخن را دشوار مپندار زيرا خداوند محمد (ص) را رحمت بر عالميان قرار داد و او را برانگيخت و همانا خود خداوند به تربيت او پرداخت و او را بس نيکو تربيت نمود پس از آن که او داراي تربيتي الهي شد به او واگذار نمود پس خداوند خمر را حرام کرد و رسول الله (ص) همه مسکرها را حرام نمود پس خداوند اين کار را به او اجازه داد و خداوند مکه را حرم قرار داد و رسول الله مدينه را هم حرم قرار داد پس خداوند اين کار را به او اجازه داد و خداوند براي پدر و مادر سهم ارث قرار داد و رسول الله (ص) براي جد هم بهرهاي قرار داد پس خداوند اين کار را به او اجازه داد” سپس فرمود: “اي فضيل سخن اينگونه است و کسي که از اين رسول اطاعت کند از خدا اطاعت کرده است”.
نمايه:
حد زدن شارب خمر توسط حضرت علي (ع)
حد زدن شارب مسکر مانند شارب خمر اگر چه براي مسکراندک، توسط حضرت علي(ع)
تأديب پيامبر (ص)
تحريم خمر توسط خدا
تحريم همه مسکرها توسط پيامبر (ص)
اجازه خدا به تحريم همه مسکرها
حرم قرار دادن مکه توسط خدا
حرم قرار دادن مدينه توسط پيامبر (ص)
اجازه خداوند به حرم قرار دادن مدينه
قرار سهم ارث براي جد توسط پيامبر (ص)
اجازه خدا به قرار سهم ارث براي جد
استناد به آيه “من يطع الرسول…”
18. الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ زُرَارَة عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (ع) قَالَ وَضَعَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) دِيَة الْعَيْنِ وَ دِيَة النَّفْسِ وَ حَرَّمَ النَّبِيذَ وَ كُلَّ مُسْكِرٍ فَقَالَ لَهُ رَجُلٌ وَضَعَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) مِنْ غَيْرِ أَنْ يَكُونَ جَاءَ فِيهِ شَيْ‏ءٌ قَالَ نَعَمْ لِيَعْلَمَ مَنْ يُطِيعُ الرَّسُولَ مِمَّنْ يَعْصِيهِ.52
ترجمه: زراره از ابى جعفر (ع) نقل کرد: “پيامبر (ص) ديه چشم و ديه جان را معين فرمود و او نبيذ (شراب خرما) و هر مست‏كننده‏ئى را حرام كرد، مردى به امام گفت: “پيامبر (ص) بدون آنکه حکمي از طرف خداوند آمده باشد ، اين کار را انجام داد؟” امام فرمود: “آرى! تا كسانى كه از رسول اطاعت ميكنند از نافرمانان شناخته شوند””.
نمايه:
تعيين ديه چشم و نفس توسط پيامبر (ص) بدون نزول وحي
تحريم خمر و همه مسکرها توسط پيامبر (ص) بدون نزول وحي
فلسفه تفويض: سنجش طاعت مردم
19. عن جابر الجعفي قال قرأت عند أبي جعفر (ع) قول الله ” لَيْسَ لَكَ مِنَ الْأَمْرِ شَيْ‏ءٌ” قال بلى و الله إن له من الأمر شيئا و شيئا و شيئا، و ليس حيث ذهبت و لكني أخبرك أن الله تبارك و تعالى لما أمر نبيه (ع) أن يظهر ولاية علي فكر في عداوة قومه له و معرفته بهم، و ذلك الذي فضله الله به عليهم في جميع خصاله، كان أول من آمن برسول الله (ص) و بمن أرسله، و كان أنصر الناس لله و لرسوله، و أقتلهم لعدوهما و أشدهم بغضا لمن خالفهما، و فضل علمه الذي لم يساوه أحد، و مناقبه التي لا تحصى شرفا، فلما فكر النبي ص في عداوة قومه له في هذه الخصال، و حسدهم له عليها ضاق عن ذلك [صدره‏] فأخبر الله أنه ليس له من هذا الأمر شي‏ء إنما الأمر فيه إلى الله أن يصير عليا (ع) وصيه و ولي الأمر بعده، فهذا عنى الله، و كيف لا يكون له من الأمر شي‏ء و قد فوض الله إليه أن جعل ما أحل فهو حلال، و ما حرم فهوحرام، قوله ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا.53
ترجمه: جابر جعفي گفت که آيه “ليس لک من الامر شيء” را نزد ابي جعفر (ع) خواندم؛ امام فرمود: “بلکه- قسم به خدا-براي او همه چيز است، همه چيز است، همه چيز است. و آنچه تو گمان ميکني، صحيح نيست و من، تو را مطلع مي کنم؛ خداوند تبارک و تعالي زماني که به نبي خويش فرمان داد تا براي مردم، ولايت امير المؤمنين (ع) را علني نمايد، پيامبر به دشمني قومش با علي (ع) فکر کرد در حالي که قوم خويش را خوب ميشناخت و آن دشمني بهخاطر همه فضيلتهايي بود که خداوند به علي (ع) داده بود و قوم او چنين فضايلي نداشتند؛ علي (ع) اولين ايمان آورنده به رسول الله (ص) و کتاب خدا بود؛ او ياري کننده‌ترين فرد، براي دين خدا و رسول خدا بود؛ او کشنده‌ترين دشمن خدا و رسول بود؛ او خشمگيرترين فرد به دشمن خدا و رسول بود؛ کسي در علم با او برابري نميکرد و فضائل او قابل شمارش نبود، وقتي رسول الله به دشمني و حسادت قومش با علي (ع) به خاطر صفاتي

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *