فهرست بستن

پایان نامه با واژه های کلیدی فیض کاشانی، حق و تکلیف، روابط جنسی، امام على (ع)

عبارت است از حكم تكليفى يا وضعى كه به فعل انسان تعلق مى‌گيرد و قابل اسقاط است، تفاوت آن با حكم ‌اصطلاحی آن است كه حكم اسقاط ناپذير است؛ چرا كه امر آن به دست مكلف نيست14. با توجه به دیدگاه مختلف فقهاء آنچه که مسلّم است ، اصل همدوشی حق و تکلیف است. امام على (ع) مى‌فرمايند: «لايجرى [الحق] لأحدٍ إلّاجرى عليه و لايجرى عليه إلّاجرى له».15 حق و تکلیف متلازم همدیگرند، هر ذیحق تکلیفی دارد وهر مکلّف را حقی هست، مثلاً اگر زن بر شوهر حق دارد، شوهر هم به پرداخت حق زن مكلّف است . حقوق محدودند و به تعبير استاد مطهرى: «در حقيقت بايد گفت، انسان حقى دارد و حق انسان حدى دارد»؛16 مثلًا انسان، حق فكر، تمليك، تصرف، شنيدن، بطش، راه رفتن، بطن، فرج، استراحت، تغذى و… را دارد ولى همه اين‌ها حدّى دارد، همان طور كه اعضا و جوارح انسان حق و‌ حدودى دارند، يك فرد در جامعه هم همين طور است. بنابراین صاحب حق بودن دو طرفى است و در واقع حق و تكليف دو روى يك سكه‌اند، هيچ گاه نمى‌شود فردى بر ديگرى حقّى داشته باشد امّا آن ديگرى بر او حقّى نداشته باشد مگر در يك مورد، آن هم فقط خداوند است: «و لو كان لَاحدٍ ان يجرى لَهُ و لَا يَجرى عليه لكانَ ذلك خالصاً لِله سُبحانَهُ»17 علت اين امر هم اين است كه مبناى حق در مورد خداوند؛ با ديگران فرق دارد. حق براى افراد به معنى انتفاع بردن است، ولى حق خداوند؛ يعنى ديگران در مقابل او تكليف دارند.
1-12-1-3 واژه «حقوق»
لفظ حقوق دو معنا دارد :1- حقوق جمع حق است که ازآن ، به حق فردی یا حق جزئی هم تعبیر می شود.چون به معنی حق اشاره شد نیاز به تکرار ندارد.
2- حقوق عبارت است از مجموع احکام و قوانین و قواعد کلی و الزامی است که با توجه به مقتضیات متغیر زمان و مکان به منظور استقرار امنیّت و تثبیت عدالت و بهبود روابط جمعی بر زندگی اجتماعی مردم حکومت می کند.
حقوق برای هرکس امتیازهایی در برابر دیگران می شناسد و توان خاصی به او می بخشد، این امتیاز و توانایی را «حق» می نامند که جمع آن حقوق است.18 حق مانند اشیاء مادی در خارج موجود نیست، بلکه امر اعتباری می باشد که قوه حاکم از نظر حفظ نظم جامعه آن را شناخته و از آن حمایت می نماید، قوه حاکمه برای آنکه امری را حق بداند باید به صورت قانون معرفی نماید.19
1-12-2 جنسی
«جنس» یا «جنسی» در لغت به معناي مردي و زني، رجوليت و انوثيت، است20 كه اشاره به بعد زيست شناختي جنسیت دارد.21 هر چند جنس مفهومي بين‌المللي و جهاني است، اما به هيچ عنوان، تفسيري واحد و تعبيري مطلق ندارد. واقعيت آن است كه جنس و تمايلات جنسي تعابيري شخصي و تفاسيري خصوصي دارند؛ كه اين تعابير و تفاسير در قالب‌هاي جهان‌شمول، از پيش تعيين‌شده و بدون تغيير نمي‌گنجند.22 واژه جنسي نيز متعلق به جنس است، يعني نر و ماده است. مثلاً مي گويند: اعضاي تناسلي(جنسي)، روابط جنسي، مشكلات جنسي، تربيت جنسي در واقع آنچه مربوط به امور شهواني باشد، در واقع تمايل جنسي در يك معنا فعاليت شهواني است که موجب جذب يک جنس در مقابل جنس ديگر شده، به لذت يا توليد مثل منجر شود، و در معناي ديگر مفهوم زيست‌شناسي جنسي را در بر‌مي‏گيرد؛ يعني همان اندام جنسي مردانه يا دستگاه تناسلي زنانه.23
1-12-2-1 جنسيت
«جنسيت» جنسيت در لغت به هم جنسي، رجوليت و انوثيت افراد تعبير شده است24. به بيان ديگر«جنسيت» به سطح وتعريف فرهنگ جنسيت، مردانگي و زنانگی اشاره دارد25. جنسيت مفهوم گسترده تري نسبت به جنس دارد.جنسيت به ويژگيهاي روان شناختي وطبقه بنديهاي اجتماعي شكل گرفته درفرهنگ انساني اشاره دارد. برخي از متفكران دامنه مفهومي واژه «جنسيت» را توسعه داده وگزينه‌هايي نظيردرك هويت جنسي، كليشه‌هاي جنسيتي ورضايت از جنسيت و ايفاء مناسب نقش‌هاي جنسي و جنسيتي را نيز در مفهوم جنسيت دخيل دانسته‌اند. در واقع جنسيت آدمي دربرگيرنده تركيبي از اندام‌هاي تناسلي و رفتارهاي جنسي مي‌باشد كه داراي ابعاد بيولوژيك، فيزيولوژيك، اجتماعي و فرهنگي است. بنابراين به عنوان مثال، مفهوم جنسيت نه تنها به زن از جنبه‌ي تفاوت‌هاي زيست‌شناختي با مرد، بلکه به روابط اين دو از نظر اجتماعي و ساختاري مي‌نگرد.26 پر واضح است كه بين «جنس»و«جنسيت» تفاوت معني‌داري وجود دارد؛ جنس به تفاوت‌هاي بيولوژيکي زن و مرد اشاره دارد و جنسيت به صفات و ويژگي‌هاي اجتماعي هر جنسي اطلاق مي‌گردد. 27
1-12-2-2 غریزه جنسی
غریزه در لغت به معنای سرشت، طبیعت، سجیه، خلیقه، جبلت، فطرت، طینت، خمیره، قریحه است28. در اصطلاح عبارت است از: توانای فطری که به هیچ گونه یادگیری نیازمند نیست و موجود زنده را به فعالیت معینی برمی انگیزد ، به عبارتی دیگر؛ غریزه آن دسته از امیالی است که هدف شان تأمین نیازهای مادی بدن است29. آشکار است که غریزه جنسی یک قسم خاص از غرایز انسان است و تعریف آن نیز بر اساس مفهوم غریزه صورت می گیرد. و آن را چنین تعریف کرده اند: غریزه جنسی، تمایل فطری بر رفتار همسرخواهی و آمیزش جنسی است.30 ویا غریزه جنسی عبارت است از میل موجود حیوانی (اعم از نر و ماده) به جنس مخالف که این میل در یک مرحله معین از رشد انسان، همراه با تغییرات فیزیولوژیک بدنی بروز می کند.
غریزه جنسی از منظر اسلام و دانشوران مسلمان ، موهبتی الهی و امری طبیعی و فطری است و چنین علاقه و تمایل باطنی مرد وزن به یکدیگر امری پسندیده و نیکوست و هیچ گونه زشتی و پلیدی ندارد.گرایش و تمایل باطنی زن ومرد به یکدیگر آیت خدا، عطیه الهی، عامل بقاء نوع و نی
ز زمینه لذت بردن و کامجویی است.31 این تمایل هیچ گونه زشتی و پلیدی ندارد و به هیچ وجه به عنوان امری منفی شناخته نشده، بلکه ارضای صحیح و مشروع آن لازم و پیوند زناشویی به عنوان فرمان باری تعالی و بنیادی محبوب و پسندیده و راهکاری برای ارضاء و هدایت و نظم دادن به این تمایل باطنی است.
بی تردید زن و شوهر که آمیزش جنسی آگاهانه و دلچسپ دارند، غالباً از زندگی خود رضایت دارند، زیرا رضایتمندی زن و شوهر در آمیزش جنسی عامل افزایش ارتباط عاطفی ، محبت ، رأفت و موجب کاهش تنشها و سوء رفتارها و وسیله ای برای افزایش تمرکز حواس و اعتماد به نفس است؛ از این رو همه مردم به ویژه جوانانی که در آستانه ازدواج قرار دارند، به آگاهی های لازم در این زمینه نیاز دارند.
1-12-2-3 غريزه جنسي در آيات و روايات
قرآن به عنوان كاملترين كتاب آسماني كه قوانين حاكم بر نظام هستي و واقعيتهاي مربوط بهانسان و جهان را بيان كرده ، درباره انسان به عنوان خليفه خدا ، اشرف مخلوقات و گل سرسبد جهان آفرينش به بهترين شكل سخن گفته است. از دیدگاه قرآن وجود جفت‌ها بخشی از نظم و ترتیب موجود در طبیعت است، این اصلی است که انسان نیز مشمول آن است32. همچنین قرآن صحبت از آفرینش انسان از یک نفس واحده کرده است و اينكه زوجها پوشش و مايه آرامش براي يكديگر هستند؛33 و ميل جنسي نسبت به زنان را صفتي براي مومنين34 و مثالی از شیفتگی به لذت‌های دنیا ذکر می‌کند.35 همانطور كه قرآن شهوات‌گرايي را گمراهي و انحراف مي‌شمارد، تجرد و امتناع از آمیزش جنسی را نيز محكوم مي‌كند36، البته كساني كه توانايي آميزش جنسي با زنان را ندارند، به پاكدامني توصيه مي‌كند37.
در اسلام راجع به اصل مسأله غريزه جنسي (انگيزه جنسي) و اعمال آن، نه تنها منعي به چشم نمي‌خورد38، بلكه توجه مضبوط39 آن را وسيله‌اي براي رسيدن به محبت و مودت40 و رسيدن به حيات طيبه مي‌داند.41 اسلام برای رشد و تکامل همه ابعاد وجودی انسان، نه تنها سرکوبی و نادیده گرفتن این غریزه حیاتی توصیه نمی کند، بلکه بهره گیری صحیح، اصولی و منطقی از این غریزه را نشانه تقویت و افزایش ایمان انسان تلقی میکند. «عن ابی عبدالله (ع) قال: ما اظنّ رجلاًَ یزداد فی الایمان خیراً الاّ ازداد حباً للنساء»42؛ یعنی هر چه ایمان انسان تقویت شود، علاقه اش به زن بیشتر می شود. از نگاه اسلام، کسی که به قوا و غرایز طبیعی خود، در چهارچوب و رهنمودهای عقلی و شرعی پاسخ دهد، به فضایل، و کمالات و جنبه های عبودیت و معنویت او نیز عنایت ویژه ای می گردد. «عن ابی عبدالله (ع) قال: رکعتان یصلیهما متزوج افضل من سبعین رکعۀ یصلیها غیر متزّوج»43؛ امام صادق(ع) فرمود: دو رکعت نماز که مردِ زن دار بخواند، بهتر است از هفتاد رکعت نماز مرد بی زن.
اسلام آن گروه از پیروانش را که از ارضاء صحیح و منطقی این غریزه، به رغم و پندار رسیدن به کمالات و مدارج انسانی خودداری می کنند و آن را بی هیچ دلیل و عذر منطقی ارضاء نمی کنند، شدیداً توبیخ و نکوهش می کند؛ زیرا دستیابی و رسیدن به کمالات مورد نظر اسلام، جز در گرو پاسخگویی و ارضاء تمامی امیال و غرایز فطری انسان امکان پذیر نیست. مرحوم طبرسی در ذیل آیه 87 سوره مائده نقل می کند که: «روزی رسول اکرم( … احوال قیامت را برای مردم توصیف می کرد، مردم از این سخنان به رقت آمدند… ده نفر از آنها بنا گذاشتند که همواره روزها را روزه بگیرند و شبها را به عبادت بپردازند… و گوشت نخورند و با زنان نزدیکی نکنند و استعمال عطر ننمایند… و حتی بعضی ها تصمیم گرفتند آلت رجولیّت خود را قطع کنند… . رسول خدا(ص) به آنها فرمودند: من به چنین روش مأمور نیستم. آنگاه فرمودند: نفس شما هم حقی به گردن شما دارد، پس گاهی روزه بدارید و در پاره ای از آن به عبادت بپردازید؛ زیرا که من نیز چنین می کنم، هم عبادت می کنم و هم می خوابم و هم روزه می گیرم و هم گوشت می خورم و سراغ زنان هم می روم … و فرمودند: چه شده است اقوامی را که زنان و طعام و عطریات و خواب و شهوات دنیا را بر خود حرام کرده اند؟ اما من شما را به چنین روش که روش کشیشان و راهبان است دعوت نمی کنم؛ زیرا که ترک گوشت و زنان و اتخاذ صومعه برای عبادت در دین من نیست.»44. لذا پیامبر اکرم(ص) فرمودند: «لم یرسلنی الله تعالی بالرهبانیۀ ولکن بعثنی بالحنیفۀ السهلۀ، اصوم و اصلی و المس اهلی»45؛ خداوند مرا برای رهبانیت و ریاضت نفرستاده است بلکه مرا برای شریعتی آسان و با گذشت فرستاده است، من هم روزه می گیرم، هم نماز می خوانم و هم با همسرانم مباشرت و تماس دارم. پیامبران هم نیامده اند که میل ها و عواطف را از بین ببرند و سرچشمه آنها را بخشکانند بلکه آنها آمده اند، دنیا و مادیات را از صورت کمال مطلوب بودن خارج نمایند و خدا و آخرت را به عنوان کمال مطلوب عرضه نمایند. همچنین دین مبین اسلام درباره اصل«آمیزش جنسی» مکانیسم و اوقات آمیزش جنسی و نیز درباره فضا ، مکان و شرایط روانی آمیزش جنسی و همچنین از موانع شرعی آمیزش سخن گفته است.
مرحوم فیض کاشانی می فرماید: آمیزش جنسی برترین و قویترین لذت بدنی و نمونه ای از لذت بهشتی است46 مستند فیض کاشانی در این مطلب، روایات بسیاری است که اصل آمیزش جنسی مشروع را امری مبارک و خجسته، بالاترین لذت مادی، و دارای اجر وثواب دانسته اند.47
در احادیث شیعی، داشتن رابطه جنسی با همسر به عنوان یکی از سنت ها و رویه های پیامبران معرفی شده تا بدین طریق، نگرش مثبت از روابط جنسی با همسر تقویت شود. پیامبر گرامی اسلام(ص) می فرمایند: سه چیز از سنت و روش پیامبران
است… از جمله کثرت روابط جنسی.48 در حدیث دیگری امام باقر(ع) می فرمايند: نشاط مؤمن در سه چيز است، داشتن روابط جنسي با همسر شرکت در مهماني برادران ديني، و برپايي نماز شب49. قرار دادن روابط جنسي در کنار حضور در مهماني و برپايي نماز شب، بيانگر ارزش گذاري اسلام به روابط جنسي همسران است. آنچه مسلم است اینست که نظام جنسيت را مي توان يک مفهوم ديني تلقي کرد و آن را نظامي گفتماني دانست که قوانين ديني، اجتماعي و حقوقي بر جزء جزء نظام جنسيت نظارت و اعمال نظر مي کنند. خانواده به عنوان مرکز حوزه نهفتگي، فرايند اجتماعي شدن نقش هاي جنسي را باز توليد مي کند تا مجموعه گفتماني نظام جنسيت نسبت به اهداف فرهنگي، اقتصادي، سياسي و اجتماعي جامعه حرکت مقبولي داشته باشد.
1-12-3. زوجین
واژه «زوجین» تثنیه زوج به معنای زن و شوهر50، جفت ، صنف آمده است و بهر دو قرين از مذكّر و مؤنّث در حيوانات كه ازدواج يافته‌اند گفته ميشود: زوج. بهر د

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *